X
تبلیغات
عاشقان رمان

عاشقان رمان

تایپ بهترین و زیباترین و جذاب ترین رمان ها.......................بهترین رمان ها در اینجا

توجــــــــه توجـــــــه

دوستان عزیزم یه انجمنی هست خعلی ماه خعلی خوجل خعلی ناناس به نام اریا پاشین بیاین توش بعضوین حال کنین


جوشم صمیمیه کلا یدونس


ادرسش : www.aryapatogh.ir 


مطمعنم اگه دورورز توش فعالیت کنین عاشقش میشین :) 


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/12/29ساعت 11  توسط sara  | 

فروش فوق العاده گردنبد love

فروش استثنائی گردنبند Love

گردنبند زیبایLove

بهترین طرح برای سال 2013

طراحی فوق العاده ظریف و شیک


بهترین هدیه برای کسی که دوستش دارید


قيمت: فقط 9200 تومان

+ نوشته شده در  دوشنبه 1391/11/30ساعت 20  توسط david  | 

توج


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/12/29ساعت 11  توسط sara  | 

چند نکته راجع به رمان ارمینا

سخنان نویسنده را براتون میزارم تا جواب نظراتون را بگیرین

۱ـ چون دانی با اون همه امتیازی که داشت براش راحت نبود پس زده بشه اونم به خاطر ماکانی که ازش پایین تر بود پس نمی تونست با این موضوع راحت کنار بیاد و برای خالی کردن حرصش اون پیام رو به ماکان زد و باعث شد تا ماکان حالش بد بشه و واکنش بد نشون بده و حرفای بدی به ارمینا بزنه ... خب آرمینا هم یه دختره و غرور داره ... درسته ماکان رو دوست داشت اما انتظار همچین برخوردی ازش نداشت پس نمی تونست به راحتی با این برخورد کنار بیاد و قبول کنه باهاش ازدواج کنه و این روند باید طی میشد چون می خواستم داستان روند منطقی داشته باشه ... بالاخره هر حرکتی از طرف یکی از شخصیت ها واکنش بقیه رو در پی داره

 

۲ـسلام دوستای گلم می دونم از اینکه الان اومد تعجب کردین اخه قرارمون واسه 25 م بود اما امروز وقتی بعد از یه مدت غیبت برگشتم و نقدا رو دیدم و متوجه شدم که حوصله تون سر رفته و خسته شدین تصمیم گرفتم برخلاف میلم امروز بیام و ارمینا رو تموم کنم ... می خوام بدونین این پست امروز با اونچه من برای ادامه ارمینا در نظر گرفته بودم کلی فرق داره ... همونطور که توی پست قبلی هم گفتم می خواستم دوره جدید زندگی آرمینا رو به تصویر بکشم و الان چون فرصت کافی نداشتم و نمی خواستم بی حوصله بنویسم گذشتم واسه 25 م اما وقتی امروز دیدم شماها حوصله ندارین و خسته شدین دلم نیومد با ادامه دادن رمان بیشتر خسته تون کنم ... پس نشستم و آرمینا رو نوشتم تا تموم بشه و فقط در این بین دلم واسه ماکان سوخت ... امیدوارم از خوندن این پست لذت ببرین ... می خوام اخرین پست امروز رو تقدیم کنم به تموم دوستان عزیزی که تا پایان همراهم بودن و با تموم بد و خوبم تنهام نگذاشتن و پا به پام اومدن ... من صمیمانه از همراهی همه تون سپاسگذارم



 



+ نوشته شده در  جمعه 1392/03/03ساعت 14  توسط sara  | 

ارمینا قسمت اخر

رمان ارمینا

قسمت اخر

با تشکر فراوان از شایلین عزیز نودوهشتیا

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/03/02ساعت 1  توسط sara  | 

شیطونک 4

رمان شیطونک

قسمت چهارم

بچه ها نویسنده میگه پست بعدی از بیستم خرداد به بعده حالا چندمشو خدا داند  به هر حال هرموقع نویسنده گذاشت منم براتون میزارم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1392/02/28ساعت 17  توسط sara  | 

رمان شیطونک 3

 

بچه ها اگه نظری راجع به رمان دارین به این صفحه برینشیطونک | جغله0 کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب

ونظراتتون را برای نویسنده بازگو کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1392/02/28ساعت 17  توسط sara  | 

شیطونک 2

شرمنده ام بابت تاخیرم

خو هواسم اصلا پیش این رمان نبود با نظراتتون فهمیدم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1392/02/28ساعت 17  توسط sara  | 

ارمینا27

پست بعدی ۲۵ خرداد

میدونم دیره ولی خوب نویسنده رمان گرفتاری های خودشو داره دیگه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/02/26ساعت 11  توسط sara  | 

ارمینا 26

رمان ارمینا

قسمت بیست و ششم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1392/02/18ساعت 23  توسط sara  | 

مطالب قدیمی‌تر