عاشقان رمان

تایپ بهترین و زیباترین و جذاب ترین رمان ها.......................بهترین رمان ها در اینجا

محکومه شب پرگناه 5

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۱/۰۸/۳۰ساعت 17  توسط شیرین  | 

محکومه شب پر گناه 4

محکومه شب پر گناه

قسمت چهارم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۲۸ساعت 14  توسط شیرین  | 

محکومه شب پر گناه 3


 

خیلی از آدم هایی که دوست دارن با شما باشند,
 از روی علاقه به شما نیست؛
 صرفاً به خاطر این که چشم ندارند شما را با کسِ دیگری ببینند.
 آن زمانی که مطمئن شدند تنها هستید؛تنهایتان میگذارند..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۱/۰۸/۲۶ساعت 21  توسط شیرین  | 

محکومه شب پر گناه 2

سلام دوستان

یعنی واقع نظر گذاشتن اینقدر سخته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۲۵ساعت 14  توسط شیرین  | 

محومه شب پر گناه ...

 

محکومه شب پر گناه

جلد دوم قدیسه نجس

نوشته kolaleh.gh کاربر انجمن

منبع نود و هشتیا

خلاصه:
به سر آستين پاره ى كارگرى كه ديوارت رو مى چينه و به تو مى گه ارباب نخند... به پسركى كه آدامس مى فروشه و تو هرگز نمى خرى نخند... به پيرمردى كه تو پياده رو به زحمت راه مى ره و شايد چند ثانيه ى كوتاه معطلت كنه نخند... به دبيرى كه دست و عينكش گچيه و يقه ى پيراهنش جمع شده نخند... به دستاى پدرت، به جارو كردن مادرت نخند...
به دختر بچه ى كبريت فروشى كه حالا كبريت هاش تموم شده نخند... به دختركى كه درد داره نخند... شايد دردش تو كلمه ى درد نگنجه... دركش نمى كنى... قبول... نمى فهميش... باشه... ولى بهش نخند... شايد... همون ته خنده ى روى لبت يه درد بزرگتر واسش باشه... اونقدر بزرگ كه گاهى فكر مى كنه بى حس شده... كاش مى شد بجاى خنديدن بهش پا به پاش... با غم هاش... گريه كنى... شايد گريه خيلى وقتا بهتر از خنديدن باشه!
گريه با دخترى كه از جنس ماست... دخترى كه بعد از پشت سر گذاشتن اون همه درد حالا به عشق رسيده... عشقى كه قراره زندگى شو نجات بده... هونام... همون قديسه ى نجس!!! مى خواد هويتشو بشناسه... هويتى كه ازش دريغ شده...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۲۴ساعت 23  توسط شیرین  |